هر که عاشق شد جفا بسیار میباید کشید بهر یک گل منت از صد خوار میباید کشید من به مرگم راضیم اما نمی اید عجل بخت بدیست از عجل هم ناز میباد کشید من از صدای بارون از دل موج دریا من از نهایت شب همه شبهای یلدا من از نسیم عاشق از نفس دقایق من از سکوت ساحل زمزمه های باطل اسم تو رو شناختم همیشه از تو باختم من از غروب بارور تو کوچه باغ خلوت من از سکوت محراب تو خدصه عبادت از ته چشم اهو دشت گلهای شب بو وقتی به ساز دریا می زنه زخم بارون اسم تو رو شناختم همیشه ازتو باختم ای تو همه دیدنم عاشق چشمات منم دنیا رو با تو دیدم که از تو حرف می زنم اگه که من نبودم کسی تورو نمی شناخت برای رنگ چشمات کسی غزل نمی ساخت
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و یکم بهمن 1386ساعت 14:26 توسط میلاد |
نمای بی مثالت را میان خواب می دیدم گل مریم را به من پرتاب کردن را صدای مهربان باد مرا تا بی نهایت برد به یاد کوچه دیروز تو را فریاد می کردم های.......... به چشمان سیاهت حلقه می شد اشک ومن فریاد می کردم تو هم نا مهربان هستی نبخشیدی خطای خردسالی را؟ دو ابرو را به هم پیوند دادی" برایت مهربان هستم ولی هر گز نمی مانم ازاده علیزاده
+ نوشته شده در جمعه نوزدهم بهمن 1386ساعت 6:8 توسط میلاد |
هیچ پلیسی جز مرگ جریمه ام نخواهد کرد انهم یکبار به قیمت جانم ازاده علیزاده
+ نوشته شده در پنجشنبه هجدهم بهمن 1386ساعت 13:43 توسط میلاد |
دستان من دستان تو دستان ما از هم چه می خواهند بگو؟ با من بگو راز کدامین عاشقی؟ با من بگو با تو بودن؛با نفس امیختن پروانه بودن؛در زمین بیگانه بودن بهترین ؛عاشق ترین تنها ترین؛ازاده بودن با من بگو دیوانه ام؛مست در میخوانه ام من عاشق گلخانه ام با من بگو من از چه ام شاید که سنگم؛از گلم امید من ؛امید تو امید ما از هم چه می خواهند بگو؟ من از گلم؛از هر چه ام بیخود ز خود؛من با توام با من مبادا بد کنی از من محبت کم کنی از هم شکافد سینه ام بیرون شود عشق از دلم با من محبت پیشه کن رنج مرا اندیشه کن با من بمان تا ما شویم از خندها زیبا شویم ازاده علیزاده
+ نوشته شده در پنجشنبه هجدهم بهمن 1386ساعت 13:28 توسط میلاد |